بخشی از متن:
آبراهام مازلو بنیان گذار و رهبر معنوی جنبش روان شناسی انسان گرا محسوب می شود. او با رفتارگرایی و روان کاوی،مخصوصا رویکرد فروید به شخصیت،مخالف بود.
به عقیده ی مازلو،وقتی روان شناسان فقط انسان های نابهنجار و آشفته را بررسی کنند، خصوصیات مثبت انسان مانند خرسندی،خشنودی،و آرامش خیال را نادیده می گیرند.جمله ای که اغلب از مازلو نقل می شود موضع او را خلاصه می کند:«بررسی آدم های معلول،رشدنایافته،نا پخته،و نا سالم فقط می تواند روان شناسی معلول به بارآورد»
نظریه ی شخصیت مازلو شرح حال های بیماران بالینی به دست نیامده،بلکه از پژوهش درباره ی بزرگسالان خلاق،مستقل،خودبسنده و خودشکوفا حاصل شده است. مازلو به این نتیجه رسید که همگی با مجموعه نیازهای غریزی یکسانی متولد شده ایم که مارا قادر می سازد رشد کنیم و استعداد خود را تحقق بخشیم.
احساس های حقارت وجبران
مازلو که از هفت فرزند خانواده فرزند اول بود.درسال 1908درناحیه ی بروکلین،نیویورک به دنیا آمد.والدین او مهاجرانی با تحصیلات کم بودند که به ارتقای وضعیت مالی خود امید چندانی نداشتند.
کودکی مازلو مشقت بار بود.او هیچ دوست صمیمی نداشت.رابطه ی مازلو با مادرش بدتربود.مادر مازلو به او محبت نمی کرد و نسبت به وی بی اعتنا بود و آشکارا از خواهر و برادر کوچک جانبداری می کرد.